تبليغاتX
رخــشــه

رخــشــه

جلسات هفتگی كانون شعر و ادب

برنامه ها: آموزش ادبی، شعرخوانی، نقد اشعار، گفتگو درباره موضوعات ادبی و...

هر هفته:

 يكشنبه ساعت ۱۴-۱۲ ، کلاس ۳۰۷

سه شنبه ساعت ۱۳:۳۰-۱۱:۳۰ ، سالن اجتماعات دانشگاه علم و فرهنگ

+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388 14:23 توسط کانون شعر و ادب |


رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند

آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند

از دل برکه شب سر زد و تابید به خورشید

تا دل روشن نیلوفری اش پاک بـمانـد

دل و دامان شب آنگونه ز سوز دم او سوخت

که گریبـان سحر تـا به ابـد چاک بمانـد

خوشه سرمست رسیدن شد و از شاخه فرو ریخت

تا که در خاک رگ و ریشه این تاک بماند

هر چه دیدیم از این چشم، همه نقش بر آب است

نیست نقشی که در آیینه ادراک بماند

جـز صدای سخن عشق صدایی نشنیـدم

که در این همهمه گنبد افلاک بماند

۸ آبان، سالروز درگذشت قیصر امین پور

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388 19:28 توسط کانون شعر و ادب |


جلسه کانون شعر و ادب

زمان: سه شنبه ۵ آبان، ساعت ۱۳-۱۱:۳۰

مکان: کلاس ۳۰۷

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388 15:33 توسط کانون شعر و ادب |


ای دل لبریز از شوق و امید!

کاش می دیدی که فردا نیستیم.

کاش می دیدی که چون پنهان شدیم

در همه آفاق پیدا نیستیم

گرچه هر مرگی تسلی بخش ماست

کاندر این هنگامه تنها نیستیم!

بدتر از مرگ است آن دردی که: باز

زندگی می خندد و ما نیستیم!

۳ آبان، سالروز درگذشت فریدون مشیری

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388 22:50 توسط کانون شعر و ادب |


جلسه کانون شعر و ادب

زمان: یکشنبه ۳ آبان، ساعت ۱۳:۳۰-۱۱:۳۰

مکان: کلاس ۳۰۷

مشتاق حضور گرم شما هستیم!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 22:11 توسط کانون شعر و ادب |


انگار غزل آب نباتی شده باشد


وقتی که دوتا لب قر و قاطی شده باشد


لبهای تو با طعم انار است و دو چشمت


شیریست که کم کم شکلاتی شده باشد


این طور نگاهم نکن، انگار ندیدی


شهری پی عشق تو دهاتی شده باشد


من با تو خوشم، با نمد بر سر دوشم


بگذار که عالم کرواتی شده باشد


یک بار به من حق بده لبهای کبودم


در لیقه ی موهات دواتی شده باشد


باید که غزلهای مرا هم نشناسی


وقتی که غزل هم صلواتی شده باشد

"حسین زحمتکش"

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 20:54 توسط کانون شعر و ادب |


جلسه شعرخوانی کانون شعر و ادب

زمان: یکشنبه ۲۶ مهر، ساعت ۱۳:۳۰-۱۱:۳۰

مکان: کلاس ۳۰۷

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 20:21 توسط کانون شعر و ادب |


در نمازم خم ابروی تو در ياد آمد

حالتی رفت كه محراب به فرياد آمد

از من اكنون طمع صبر و دل و هوش مدار

كان تحمل كه تو ديدی همه بر باد آمد

باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند

موسم عاشقی و كار به بنياد آمد

بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم

شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان

تا بگويم كه ز عهد طربم ياد آمد

۲۰مهر، روز بزرگداشت حافظ شیرازی

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 23:56 توسط کانون شعر و ادب |


اولین جلسه شعر خوانی کانون شعر و ادب در ترم جاری، دیروز ۱۹ مهر، با استقبال دانشجویان ورودی جدید و دوستان علاقه مند به شعر و ادب در کلاس ۳۰۷ برگزار شد.

در بخش اول جلسه، به منظور آشنایی بیشتر، خلاصه ای از فعالیت های سابق و برنامه های آینده ی کانون شرح داده شد.

در بخش دوم، جلسه با شعر خوانی دوستان به پایان رسید.

جلسه ی بعدی کانون شعر و ادب، هفته آینده، یکشنبه ۱۳:۳۰-۱۱:۳۰ برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 23:40 توسط کانون شعر و ادب |


از تمام علاقه مندان به شعر و ادب دعوت می کنیم در این جلسه شعرخوانی، ما را همراهی کنند.

زمان: یکشنبه ۱۹ مهر، ساعت ۱۴-۱۲

مکان: اتاق ۳۰۷

منتظر حضور پر از مهرتان هستیم!

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 0:11 توسط کانون شعر و ادب |


هر كجا هستم ، باشم،
آسمان مال من است.
پنجره، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است.
چه اهميت دارد
گاه اگر می رويند، قارچهای غربت؟

من نمی دانم
كه چرا می گويند: اسب حيوان نجيبی است، كبوتر زيباست.
و چرا در قفس هيچكسی كركس نيست.
گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.
واژه ها را بايد شست.
واژه بايد خود باد، واژه بايد خود باران باشد.

چترها را بايد بست.
زير باران بايد رفت.
فكر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.
دوست را، زير باران بايد ديد.
عشق را، زير باران بايد جست.
زير باران بايد چيز نوشت، حرف زد، نيلوفر كاشت
زندگی تر شدن پی در پی ،
زندگی آب تنی كردن در حوضچه "اكنون" است.

رخت ها را بكنيم:
آب در يک قدمی است...

۱۵ مهر، سالروز تولد "سهراب سپهری"

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 0:0 توسط کانون شعر و ادب |


جشن كانون های فرهنگی

 ويژه ی دانشجویان ورودی ۸۸

زمان: ۱۲ مهر ماه ، ساعت ۱۴

مکان: سالن اجتماعات دانشگاه علم و فرهنگ

مشتاق حضور گرم شما دانشجویان جدید الورود هستیم!

+ نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388 13:37 توسط کانون شعر و ادب |


گفتم برای آنکه بماند حدیث من
 آن به که نغمه ها ز غم عشق سر کنم
غیر از سرود عشق نخوانم به روزگار
وز درد عشق سوز سخن بیشتر کنم
چنگم بجز نوای محبت نمی نواخت
طبعم به غیر عشق سرودی نمی سرود
بسیار آفرین که شنیدم ز هر کنار
بسیار کس که نغمه گرم مرا ستود
 آتش زدم ز سوز سخن اهل حال را
اما زبان مدعیان خار راه بود....

۳۰ شهریور، سالروز تولد  "فریدون مشیری"


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388 0:54 توسط کانون شعر و ادب |


دیواره ی قلب تو را گچ یا که سیمان کرده اند

تا دل شکستن را برایت خوب ! آسان کرده اند

در تست بد شانسی ببین من جفت شیش آورده ام!؟!

حالا که من دل داده ام ، دل را چه ارزان کرده اند

من تشنه ات بودم ولی حتی دریغ از جرعه ای

خب دیدنت را جیره ای ! لیوان به لیوان کرده اند

از بعد از آن وقتی که دل ، با سنگ رفتارت شکست

هر تکه اش را گوشه ای بردند و پنهان کرده اند

من یک گلایل میخرم این بار وقت دیدنت

عشق مرا با کشتنش ! "این گونه" درمان کرده اند

من بی غرض گفتم ولی این واقعیت را بدان

این حرفها ! چشم مرا مهمان باران کرده اند

"امیر سهرابی"

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388 23:39 توسط کانون شعر و ادب |


برای چیدن گل سرخ، نه اره بیاور، نه تبر!

سرانگشت ساده ی همان ستاره بی آسمانم...بس،

تا هر بهار به بدرقه فروردین، هزار پائیز پریشان را گریه کنم.

هم از این روست که خویشتن را دوست می دارم.

برای کشتن من، نه کوه و نه واژه،

اشاره ی نگاهی نابهنگامم...بس،

تا معنی از گل سرخ بگیرم و شاعر شوم.

هم از این روست که تو را دوست می دارم....

از کتــاب "عاشق شدن در دی ماه، مردن به وقت شهریور"  بـه قلـم سید علی صالحی


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 23:36 توسط کانون شعر و ادب |


شکر میان کلامت ، چقدر شیرینی

چقدر دوستتان دا... ، ولی نمی بینی

 

شبیه حس شکستن ، شبیه پژمردن

دچار حس غمم هر زمان که غمگینی

 

به محض دیدن دستت که می رود سویش

ببین چه خنده کند ، آن گلی که می چینی

 

خدای من شده ای ! جبرئیل مبهوتت

تو دین من شده ای پس نگو که :"بی دینی"

 

برای من که برایت همیشه مجنونم

تو "جام محکم و سختی" و قلب من "چینی"

 

تمام سهم دلم

                از شما

                            نوشتن بود

به قدر عمر خودم ، باز هم نمی بینی

"قاصدک"

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 14:34 توسط کانون شعر و ادب |


غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود
در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود

می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط‌کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود

تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی حس کنی؟
حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می‌شود

تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر می‌شود

باز می‌پرسی: چه‌طور این‌گونه شاعر شد دلت؟
تو دلت را جای من بگذار شاعر می‌شود

گرچه می‌دانم نمی‌دانی چه دارم می‌کشم
از تو می‌گوید دلم هر بار شاعر می‌شود

"نجمه زارع"

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 14:10 توسط کانون شعر و ادب |


مثل ماهی که درون سایه ابری مبهم است

گاه عشق یک فرشته در دل یک آدم است

سیلی از امواج خوردن عادت هر روزه ی

صخره های ایستاده ،صخره های محکم است

خسته از این روزهای تلخ و مسموم و غریب

یک نفر احوال می پرسد مرا آنهم غم  است

آنچه که تو بر سرت کردی و رفتی روسری

آنچه که من بر سرم شد آه ... خاک عالم است

از زمختی های این روح ترک خورده نترس

مرد زیبایی که می بیند دلش ابریشم است

تو دو شانه داری و اندوه انبوه مرا

فرش پانصد شانه ی تبریز هم باشد کم است

"حامد عسکری"

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388 13:21 توسط کانون شعر و ادب |


به گزارش سايت خبری خانه ی هنرمندان ايران به نقل از مهر، یادمان "مثل چشمه، مثل رود" جهت بزرگداشت قیصر امین پور در تالار بتهوون خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.

زمان برگزاری این مراسم روز پنجشنبه اول مرداد ماه ساعت ۱۹:۳۰-۱۷ خواهد بود و شامل قسمت هایی نظیر بررسی ويژگيهای نوجوانانه شعر قيصر، بازتاب شرايط متفاوت اجتماعی در شعر امين‌پور، ويژگيهای شعری قيصر و نقش قيصر امين‌پور در مجله سروش با عنوان "مکتب شعر سروش" و ... است.

همچنين فيلمي 35 دقيقه‌ای از مصاحبه و اظهار نظرهای چهره‌های برجسته ادبيات ايران از جمله زنده‌ياد رضا سيدحسينی درباره قيصر امين پور پخش خواهد شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 12:15 توسط کانون شعر و ادب |


ستـاره ها رو خط بـزن

خودت ستاره ای هنـوز

به جای شهر بی نشون

چشاتو باز به من بدوز

 

بگو ستـاره ها بـرن

تو یکه تـاز صحنه ای

بگو که بی تو این شبا

نمی رسن به گرد روز

 

بگو فرشته ها بیان

کنار چشم عاشقت

کلاس درس عاشقی

میون حرف صادقت

 

به من دوباره زل بزن

بدون ایست، متصـل

تمـوم هستیـمُ بگیـر

چیزی نمونده، جز یه دل

 

دلم فدای سر تـو

دستتو از سرم نکش

روتو نگیر اون طرفا

بـذار دلـم ببینتش

 

به من دوباره زل بزن

دلت رو بسپار به دلم

یه قلعه ی شنی بساز

تو قلب من که ساحلم

"قاصدک"

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388 21:35 توسط کانون شعر و ادب |


تـوان گفتـن آن راز جاودانـی نيست
تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست

پراز هراس و امیدم که هیچ حادثه ای
شبیه آمدن عشق ناگهانـی نیست

ز دست عشق به جز خیر بر نمی آید
و گرنه پاسخ دشنام، مهربانی نیست

درخت ها به من آموختنـد فاصلـه ای
میان عشق زمینی و آسمانی نیست

به روی آیـنـه ی پر غبـار مـن بنویـس
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست

"فاضل نظری"

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388 22:48 توسط کانون شعر و ادب |


به برگ اول دفتر برایت یک خداحافظ نوشتم

نبودی تا ببينی با  صدایت یک خدا حافظ نوشتم

تمام جاده را با یاد تو از برگ گلها سرخ کردم

ولی با آخرین گل جای پايت یک خدا حافظ نوشتم

نشد خالی خيالم پس جدا كردم تو را از قاب عكست

به دل تنگی به روی عکسهایت  يك خدا حافظ نوشتم

درون درس عاشقها به تنهايی خود مردود  گشتم

 به روی جای خالی ها...! نهایت يك خدا حافظ نوشتم

سلام از ابتدای نامه هايت پاره كردم بی اراده

به جايش خط اول در شكايت يك خدا حافظ نوشتم

شكستی قفل زندان زمين را بی وفا تنها پريدی

خداحافظ نگفتی من به جایت یک خداحافظ نوشتم

"امیر سهرابی"

+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388 22:50 توسط کانون شعر و ادب |


مثل نامه ای ولی
توی هیچ پاکتی
جا نمی شوی

**
جعبه جواهری
قفل نیستی ولی
وا نمی شوی
**
مثل میوه خواستم بچینمت
میوه نیستی ستاره ای
از درخت آسمان جدا نمی شوی
**
من تلاش می کنم بگیرمت
طعمه می شوم ولی
تو نهنگ می شوی
مثل کرم کوچکی مرا
تند و تیز می خوری
تور می شوم
ماهی زرنگ حوض می شوی
لیز می خوری..........

از کتاب چای با طعم خدا به قلم عرفان نظر آهاری


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388 20:49 توسط کانون شعر و ادب |


شبی باید به باغ یاس رو كرد

تو را در خواب شبنم جستجو كرد

چه فصل باشكوهی می شود كه

دلت را با نگاهم روبرو كرد

به روی سبزه ای از شاپركها

سراپای تو را چون یاس بو كرد

و شب در سایه ی كمرنگ مهتاب

در آغوشت گرفت و گفتگو كرد

دو دست عاشقم را در میان

حر یر گیسوان تو فرو كرد

كنار جویبـاری از تغزل

ز شرم بوسه های تو وضو كرد

سر سجاده شب بو تو را از

خدای مهربانی آرزو كرد

دلم حس قشنگش را نه تنها !

برای تو، به گرمی بازگو كرد

دو بیتی های زیبا از وجود

دو ابروی تو كسب آبرو كرد

"طاهره سادات نجفیان"

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 20:55 توسط کانون شعر و ادب |


كتاب "كاش كمی بد بودی" اولین دفتر غزل های شاعر جوان"عباس چشامی" است كه از سوی انتشارات انجمن شاعران ایران منتشر شد.

این مجموعه شامل 50 غزل است که اغلب حال و هوایی عاشقانه دارند.
عباس چشامی از شاعران خوش ذوق در دوره آغازین کار خویش و از غزل نویسان صاحب روش در دهه هفتاد است که همچون بسیاری از همنسلان و هم سن و سالان خویش کمی دیر به صرافت چاپ مجموعه افتاد. با این حال پس از گذشت سال ها شعرهای او برای علاقه مندان جدی غزل خواندنی و قابل تامل هستند:

در ادامه مطلب می توانيد شعر "صدای تو همه جا هست..." را از اين مجموعه بخوانيد.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 20:49 توسط کانون شعر و ادب |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

شورای کانون: سعید غلامی- طاهره سادات نجفیان - ساجده آقا محسنی - پریا ابراهیمی - مریم مومنی
اعضای علی البدل : زینب اشراقی - حسین حمزه پور
دبیر کانون : سعید غلامی


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387


آرشیو موضوعی

اخبار
اشعار
متن های ادبی
اشعار دانشجویان
معرفی کتاب


پیوندها

انجمن شاعران ايران
كانون ادبيات ايران
انجمن قلم ايران
دفتر شعر جوان
كانون انديشه جوان سپهری
آواي آزاد
قيصر امين پور
سهراب سپهری
احمد شاملو
فريدون مشيری
نادر ابراهيمی
عرفان نظر آهاری
رضا اميرخانی
سيد مهدی شجاعی
دكتر محمدرضا تركی
سيد علی صالحی
دكتر افشين يداللهی
عبدالجبار كاكايی
اهورا ايمان
سعيد بيابانكی
فرهاد مرادی
ناصر فيض
مهدی فرجی
محمدرضا عبدالملکیان
حامد عسکری
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin